در جنگ امروز هیچ انسان محتاطی نمی‌تواند حتی به سایه خودش اطمینان کند. حالا نه اینکه در گذشته چندان می‌توانست. تاریخ پر است از سرنوشت زنان و مردانی که حکایت حالشان حکایت این بیت از حافظ است:

من از بیگانگان دیگر ننالم       که با من هر چه کرد آن آشنا کرد

اما خب، در سال‌های اخیر به اسم دیپلماسی و دموکراسی و کلی “اسی” دیگر، موارد اینچنین زیاد اتفاق افتاده‌است. مواردی‌که بیگانگان خود را به در آشنایی می‌زنند تا آن کنند که حضرت حافظ از “آشنا”یش دیده بود. چه بسا آن زمان هم از این تظاهرکردن‌ها برای ایشان اتفاق افتاده بوده‌است. خدا داند و بس!

از چیدن این مقدمه‌ها غرض بنده این است که، امروز جنگی بزرگ برقرار است. خیر. نه از آن دست جنگ‌های هیجان‌انگیزی که شامل مردگان متحرک، اژدهایان سوزان و آتش وحشی هستند! جنگ امروز جنگ نرم است و با سلاحی نرم. دشمن هم دشمنی نیست که طرف مقابل تو ایستاده باشد، بلکه جوشنی درست شبیه جوشن تو پوشیده است. اما این تو هستی که باید تجهیزات لازم این جنگ را به تن کنی. اگر برایت این سوال پیش‌آمده که در این جنگ دشمنت را از کجا باید بشناسی به تو خواهم گفت.

این جنگ نرم را همان دست‌های پشت پرده برپا کرده‌اند. می‌دانم که شاید خیلی کلیشه‌ای به نظر برسد. اما حقیقت دارد. مهماتی که برای این جنگ در نظر گرفته شده‌اند، آن روغن مایع و فست‌فود‌هایی هستند که هر‌روز استفاده می‌کنی. تیر خلاص این نبرد، گرفتگی رگ و عروق قلب و ایست قلبی است. همه‌چیز عیان است. فقط شاید در لباسی زیبا پنهان شده باشد. با این اوصاف فکر نمی‌کنم که دیگر تردیدی برای شناخت دشمن داشته باشی. خودت و خانواده دلبندت در معرض خطری بزرگ هستید.

اما اگر می‌خواهی بیشتر بدانی و خودت را برای این کارزار نابرابر آماده کنی… پس…

مجهز ‌شو!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *